Iranian Woman
 

 


زن ايـرانـی
Iranian Woman
 

 
 
 

Can't Keep Quiet

 

 


Reelcontent.org

.

Recent

I have been enjoying Twitter for the past year. T...
The Armenian Genocide France's Parliament passed...
Dictators and parasite hardly leave. Great minds ...
Steady And so it happens that today I started my...
گندابِ فرهنگ و فرهنگِ گنداب میروسلاو هولوب، شاعر ...
Camp Ashraf residents are Protected Persons under ...
The speech attributed to Taeb is only published i...
Call for no fly zone in Libya.
"Hamid Dabashi on BBC: Mirhossein Mousavi is Iran'...
Syria: Tal al-Molouhi, a 19 year old girl, sentenc...

Archives

03/01/2003 - 04/01/2003
04/01/2003 - 05/01/2003
05/01/2003 - 06/01/2003
06/01/2003 - 07/01/2003
07/01/2003 - 08/01/2003
08/01/2003 - 09/01/2003
09/01/2003 - 10/01/2003
10/01/2003 - 11/01/2003
11/01/2003 - 12/01/2003
12/01/2003 - 01/01/2004
01/01/2004 - 02/01/2004
02/01/2004 - 03/01/2004
03/01/2004 - 04/01/2004
04/01/2004 - 05/01/2004
05/01/2004 - 06/01/2004
06/01/2004 - 07/01/2004
07/01/2004 - 08/01/2004
08/01/2004 - 09/01/2004
09/01/2004 - 10/01/2004
10/01/2004 - 11/01/2004
11/01/2004 - 12/01/2004
12/01/2004 - 01/01/2005
01/01/2005 - 02/01/2005
02/01/2005 - 03/01/2005
03/01/2005 - 04/01/2005
04/01/2005 - 05/01/2005
05/01/2005 - 06/01/2005
06/01/2005 - 07/01/2005
07/01/2005 - 08/01/2005
08/01/2005 - 09/01/2005
09/01/2005 - 10/01/2005
10/01/2005 - 11/01/2005
11/01/2005 - 12/01/2005
12/01/2005 - 01/01/2006
01/01/2006 - 02/01/2006
02/01/2006 - 03/01/2006
03/01/2006 - 04/01/2006
04/01/2006 - 05/01/2006
05/01/2006 - 06/01/2006
06/01/2006 - 07/01/2006
07/01/2006 - 08/01/2006
08/01/2006 - 09/01/2006
09/01/2006 - 10/01/2006
10/01/2006 - 11/01/2006
11/01/2006 - 12/01/2006
12/01/2006 - 01/01/2007
01/01/2007 - 02/01/2007
02/01/2007 - 03/01/2007
03/01/2007 - 04/01/2007
04/01/2007 - 05/01/2007
05/01/2007 - 06/01/2007
06/01/2007 - 07/01/2007
07/01/2007 - 08/01/2007
08/01/2007 - 09/01/2007
09/01/2007 - 10/01/2007
10/01/2007 - 11/01/2007
11/01/2007 - 12/01/2007
12/01/2007 - 01/01/2008
01/01/2008 - 02/01/2008
02/01/2008 - 03/01/2008
03/01/2008 - 04/01/2008
04/01/2008 - 05/01/2008
05/01/2008 - 06/01/2008
06/01/2008 - 07/01/2008
07/01/2008 - 08/01/2008
08/01/2008 - 09/01/2008
09/01/2008 - 10/01/2008
10/01/2008 - 11/01/2008
11/01/2008 - 12/01/2008
12/01/2008 - 01/01/2009
02/01/2009 - 03/01/2009
03/01/2009 - 04/01/2009
04/01/2009 - 05/01/2009
06/01/2009 - 07/01/2009
07/01/2009 - 08/01/2009
08/01/2009 - 09/01/2009
10/01/2009 - 11/01/2009
11/01/2009 - 12/01/2009
12/01/2009 - 01/01/2010
01/01/2010 - 02/01/2010
02/01/2010 - 03/01/2010
04/01/2010 - 05/01/2010
05/01/2010 - 06/01/2010
06/01/2010 - 07/01/2010
07/01/2010 - 08/01/2010
09/01/2010 - 10/01/2010
10/01/2010 - 11/01/2010
11/01/2010 - 12/01/2010
12/01/2010 - 01/01/2011
01/01/2011 - 02/01/2011
02/01/2011 - 03/01/2011
03/01/2011 - 04/01/2011
04/01/2011 - 05/01/2011
07/01/2011 - 08/01/2011
11/01/2011 - 12/01/2011
12/01/2011 - 01/01/2012
04/01/2012 - 05/01/2012

 

 

Tuesday, April 03, 2012

 


I have been enjoying Twitter for the past year. The information is instantly updated from all over the world and covers a wide variety of topics. You can find me @Iranianwoman, my Facebook, my website, and sometimes on this other blog where I share recipes and cooking with my little girl, the aspiring chef, and my little boy, the car enthusiast.
  


Friday, December 23, 2011

 

The Armenian Genocide


France's Parliament passed a bill where the denial of the Armenian holocaust is a crime but the Turkish PM calls it racist and anti-Muslim. Why not demand that the slaughter of Algerians during French colonization to be addressed instead of calling every right action anti-Muslim or racist?
  


Sunday, December 18, 2011

 


Dictators and parasite hardly leave. Great minds like Vaclav Havel and Christopher Hitchens hardly come to life and leave too soon!
  


Sunday, November 20, 2011

 


Steady

And so it happens that today I started my last year in a decade of thirties. Roses, the company of my family and friends, an enjoyable evening at Ritz-Carlton and my daughter’s beautiful gift.
  


Thursday, July 28, 2011

 

گندابِ فرهنگ و فرهنگِ گنداب

میروسلاو هولوب، شاعر چکی، می گوید به همان اندازه که انواع مختلف سگ در دنیا هست انواع مختلف شاعر هم هست. هیچ کس نمی تواند اعتراض کند که چرا شاعری اینگونه می نویسد یا آنگونه رفتار می کند. بعضی شاعران سنتی اند، بعضی مدرن. بعضی سخاوتمندند، بعضی خسیس. بعضی رُکند، بعضی تعارفی. تا زمانی که حدی نگه داشته شود و خصیصه اخلاقی شاعر موجب تجاوزی به حریم خصوصی افراد نشود، می شود بر شاعر بداخلاق یا بدرفتار بخشید. اما وقتی که بدخویی، بدطینتی می شود و سهو، عمد آنگاه باید مرز کشید و اخطار یا افشا کرد.

لیلا فرجامی یکی از موارد بارز نمک خوردن و نمکدان شکستن، واز آن بدتر، مار خوردن و افعی شدن در کامیونیتی ادبی ما است. من به فرجامی به عنوان یک همکار ادبی و دوست نگاه می کردم و سالیانی چند تمام کوششم را کردم که به او کمک کنم (به عنوان مثال او را با ناشر آمریکایی ام در تماس قرار دادم و به صدای آمریکا و مجلات اینترنتی مختلف معرفی اش کردم تا در موفقیت حرفه ای اش موثر باشند). اما او چه کرد؟ محبت های مرا به سخیفترین و حقیرترین نوع ممکن پاسخ داد و به اسم من در مورد شعرها و نوشته های دیگران در سایت های ادبی کامنت های مغرضانه و کینه ورزانه نوشت تا رابطه میان من و آن نویسندگان و شاعران را خراب کند. ابتدا به این خیال که این رفتار مرضی فقط متوجه من است و ممکن است نتیجه سو تفاهمی باشد واکنش چندانی نشان ندادم. اما به تدریج دیدم که قصه سر دراز دارد و او با بسیاری همین کار را کرده و می کند.

فرجامی در سال ۲۰۰۷ در برنامه ای در یکی از تلوزیون های لس آنجلس با مجری به این دلیل که شیدا محمدی، شاعر و فعال حقوق زنان، را به برنامه دعوت کرده بود درگیر شد و این درگیری در حالی اتفاق افتاد که برنامه به طور زنده پخش می شد. در همان سال ادعا کرد که حسین فاضلی (نانام)، شاعر و کنشگر مدنی، قصد تعدی به او را داشته است. مدتی بعد به لجن پراکنی در مورد فریبا شاد کهن، شاعر ایرانی مقیم سوئد پرداخت. اینها مشتِ نمونه خروار است. آخرین افتضاحش را فرجامی چندی پیش در رابطه با جایزه شعر خورشید بالا آورد. او گمان می کرد که کتاب شعرش که یکی از ده کاندیدای ربودن جایزه بود حتما برنده خواهد شد. وقتی که نشد، بنای حمله به دبیران جایزه را گذاشت و آنان را متهم کرد که بدون اجازه کتابش را در مسابقه شرکت داده اند (ظاهرا بیش از ۲ دهه زندگی در غرب هنوز به او نیاموخته که این ناشر است که کتاب را برای جوایز ادبی می فرستد نه نویسنده، و هم اوست که وظیفه دارد نویسنده را مطلع کند.)

البته هیچ کدامٍ این حرف ها به خودی خود مهم نیست. آدم مریض و مغرض در این دنیا زیاد است و نوشتن مطلب و مقاله در مورد تک تک این افراد در بهترین حالت اتلاف وقت و انرژی است. آنچه که مرا به نوشتن این مطلب وامی دارد خودِ لیلا فرجامی نیست، معضلی است که او نماینده و سمبل آن است. مشکل، فرهنگی است که امثال لیلا فرجامی تولید می کند. بدِ دیگران را خواستن، خود را محق و دیگران را بی حق و حقوق دانستن، باند بازی و شارلاتانیسم یک گنداب فرهنگی است. از دل این گنداب است که چنین رفتارهایی بیرون می آید.

نویسنده و شاعر باید تلاش کند که سرمشق جامعه باشد. باید بتوان به جمعِ قلم به دست تاسی کرد، نه اینکه مانند ویروس از دستشان گریخت! مساله جدی تر از یک مشکل شخصی است. آدمی که رفتارش در حیطه های حرفه ای از رفتار چاقو کش های چاله میدانی هم زشت تر باشد چه حقی دارد که در شعرش دم از درست و نادرست و نیک و بد بزند؟ آنچه که مرا وا می دارد که در اینجا در مورد لیلا فرجامی بنویسم همین سوال است. اما بگذارید سوالم را بسط بدهم:
آیا جامعه ما به این دلیل درگیر با حقارت، دورویی و حق کشی نیست که بسیاری از نویسندگان و روشنفکرانش خود آدمهایی حقیر، دورو و حق کشند؟
این سوال خطرناک ولی لازمی است. سوالی که باید پرسیده شود. مشکل، از دید من، لیلا فرجامی نیست. او تنها یک عارضه است. بیماری را باید در جای دیگری جست.

وقتی که مبنای رابطه نویسنده با کارش عشق و از آن مهمتر نیاز به بیان حقیقتی نباشد، به جای اثر، روابط عمومی اثر و به جای شعر، شاعر مهم می شود. گنداب اینجاست که شکل می گیرد. به گمان من این نیاز حقیرانه و مرضی به تک بودن و بهترین بودن زاده رابطه کاذبیست که با قلم وجود دارد. رابطه سطحی صاحب قلم با قلم این گندابِ فرهنگیِ را می زاید.

گنداب کرم تولید می کند. می شود کرم ها را تک تک بیرون کشید. اما با این کار معضلی حل نمی شود. باید گنداب را خشکاند!

  


Friday, April 08, 2011

 

Camp Ashraf residents are Protected Persons under the Geneva Convention. Those who claim are "human rights activists" should stand for the rights & fundamental freedoms of others including those they disagree with.
  


Tuesday, March 15, 2011

 


The speech attributed to Taeb is only published in Facebook pages and sites belonging to reformists. How do we know that Mousavists and Reformists are not playing to create divisions. If we want to believe in conspiracy theories it would be much stronger case to think Mousavi was created by the regime to destroy the opposition and ensure the continuity of the regime. I don't want to advocate any of these theories but my point is we have to focus on what we think is right not what someone else wants us to believe, especially when that someone else has such a questionable past.
  


Monday, February 21, 2011

 


Call for no fly zone in Libya.
  


 

"Hamid Dabashi on BBC: Mirhossein Mousavi is Iran's Mandela."

I wasn't aware Mandela had overseen thousands of executions from his prison cell! If Iran has a Mandela that is Amir Entezam.
  


 

 

Blogroll Me! Global Voices Online - The world is talking. Are you listening? Bookmark and Share Blog Directory - Blogged